فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

409

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

دژ براى ساكنان بالفعل هم حتى به قدر پانزده روز آب و غذا وجود نداشت . سفير به خوبى دريافته بود كه با وضع موجود رفتن او به اسپانيا لااقل يك سال عقب خواهد افتاد . بدين جهت تصميم گرفت كسى را به بندر جاسك بفرستد و تحقيق كند كه اگر يكى از كشتيهائى كه انگليسيها در انتظار آنها بودند از سورات رسيده قصد بازگشت به انگلستان داشته باشد در آن صورت وى نيز با آن كشتى حركت كرده در نقطه‌اى از سواحل فرانسه يا اسپانيا پياده شود . در اين باره نامه‌اى نيز به ادوارد موناك « 250 » نجيب‌زادهء انگليسى نوشت كه بتازگى سمت نمايندگى آن دولت را در جاسك يافته بود و در اصفهان بارها به خانهء سفير آمده بود . درست است كه هنگام توقف سفير در اصفهان ، بعد از آنكه انگليسيها دو كشتى تجارى هرمز را تصرف كردند وى از اين نجيب‌زاده و شخص ديگرى به نام گيوم و ديگر انگليسيها خواهش كرده بود به خانهء وى آمد و رفت نكنند و از طرفى اعتماد به خارجيها و بخصوص دريانوردان نيز خالى از مخاطره نبود ، اما در هر حال تن دادن بدين خطرات از سيزده يا چهارده ماه سرگردانى در جائى كه خود در معرض مخاطرات عظيم بود آسان‌تر مىنمود . گذشته از آنكه كسانى كه سفير از آنها چنان تقاضائى داشت تبعهء پادشاه انگليس بودند كه با پادشاه متبوع وى در صلح و صفا مىزيست . اما پس از نوشتن نامه‌ها ، در همان لحظه كه قصد فرستادن آنها را داشت به وى اطلاع موثق رسيد كه چهار كشتى تجارى انگليسى در حمايت يك كشتى جنگى به جاسك رسيده است . اين خبر وى را به كلى از فرستادن نامه‌ها منصرف كرد زيرا معلوم شد كه در اين سال كشتيهاى تجارى انگليس در سورات گرد آمده در پناه كشتى جنگى به جاسك آمده‌اند . از طرف ديگر همهء مردم سواحل هند ، و نيز انگليسها ، مىدانستند كه در همان روزها پنج كشتى پرتغالى عزم هرمز دارند ، بنابراين بيم تصادم بين كشتيهاى دو ملت بود و گذشته از آن همهء مردم وقوع جنگ را در

--> ( 250 ) Edouard Monac